امروزه که حجم دادههای سازمانها بهسرعت در حال رشد است، انتخاب راهکار ذخیرهسازی مناسب میتواند به یکی از تصمیمهای راهبردی مدیران فناوری اطلاعات تبدیل شود. بسیاری از سازمانها بین دو گزینه اصلی یعنی SAN (Storage Area Network) و NAS (Network Attached Storage) مردد هستند؛ دو فناوری که هرکدام مزایا، محدودیتها و کاربردهای خاص خود را دارند. شناخت دقیق تفاوت SAN و NAS نهتنها به بهینهسازی عملکرد و امنیت دادهها کمک میکند، بلکه در کاهش هزینهها، افزایش مقیاسپذیری و اطمینان از خدمات پشتیبانی – بهویژه در محیطهای مبتنی بر سرور HP – نقش کلیدی دارد. این مقاله به مدیران IT با تجربه در زمینه مدیریت سرورها، شبکه و مشاوره IT کمک میکند تا با دیدی روشنتر و اطلاعات معتبر، بهترین انتخاب و خرید استوریج را برای زیرساخت ذخیرهسازی سازمان خود انجام دهند.
تفاوت SAN و NAS
NAS (Network Attached Storage) یک سیستم ذخیرهسازی تحت شبکه است که فایلها را در سطح File-Level به اشتراک میگذارد و برای سازمانهایی مناسب است که به سادگی مدیریت، هزینه کمتر و اشتراکگذاری سریع فایل نیاز دارند. در مقابل، SAN (Storage Area Network) یک شبکه اختصاصی برای ذخیرهسازی Block-Level است که عملکرد بسیار بالاتر، تأخیر کمتر و مقیاسپذیری بیشتر ارائه میدهد و برای محیطهای حساس مانند دیتابیسهای بزرگ، مجازیسازی و بارهای کاری سنگین ایدهآل است. بهطور خلاصه، NAS سادهتر و مقرونبهصرفهتر است، درحالیکه SAN قدرتمندتر اما پیچیدهتر و گرانتر است.
جدول مقایسه سریع SAN vs NAS
| ویژگی | NAS (Network Attached Storage) | SAN (Storage Area Network) |
|---|---|---|
| دسترسی به داده (Access Level) | سطح فایل (File-Level) | سطح بلوک (Block-Level) |
| پروتکلها / Fabric | NFS, SMB/CIFS, برخی HTTP / کار روی شبکه TCP/IP معمولی | Fibre Channel, iSCSI, FCoE و پروتکلهای بلوکی پیشرفته |
| عملکرد (Throughput, Latency) | متوسط؛ تأخیر بیشتر در شرایط بار کاری بالا به دلیل سربار پروتکل فایل و شبکه LAN معمول | بسیار بالا؛ تأخیر کمتر بخصوص در محیطهای حساس مثل دیتابیس یا مجازیسازی سنگین |
| مقیاسپذیری (Scalability) | مقیاسپذیری خوب در NASهای سطح متوسط و مدلهای scale-out؛ ولی ممکن است در حجم خیلی بزرگ محدودیتهایی وجود داشته باشد | مقیاسپذیری عالی؛ توانایی گسترش به ظرفیتهای بزرگ، افزایش تعداد آرایهها، سوئیچها و کنترلرها بدون افت چشمگیر عملکرد |
| هزینه (Initial + نگهداری) | هزینه اولیه و هزینه مالکیت کل (TCO) پایینتر؛ مناسب برای سازمانهایی که بودجه محدودتر دارند یا نیازی به کارایی حداکثری ندارند | هزینهٔ بالا در راهاندازی اولیه؛ نیاز به متخصص، سختافزار تخصصی، نگهداری پیچیدهتر؛ ولی در بلندمدت اگر بهرهبرداری مناسب باشد، ارزش افزوده ارائه میدهد |
| مدیریت و پیچیدگی فنی | راهاندازی سریعتر، نیاز به تخصص فنی کمتر؛ مدیریت از طریق رابطهای ساده تر تحت شبکه LAN | پیچیدهتر؛ نیاز به شبکه ذخیرهسازی اختصاصی، مدیریت مسیرهای متعدد، تنظیم LUNها و چندین کنترلر و تخصص در SAN و Fibre Channel یا iSCSI |
| قابلیت اطمینان و افزونگی | گزینههای RAID، Hot-spare، برخی NASها clustering و replication دارند؛ اما در محیطهای mission-critical ممکن است نیاز به سطح پیشرفتهتر باشد | دارای افزونگی قویتر؛ کنترلر دوگانه، مسیرهای ارتباطی متعدد (multipathing)، replication، failover، SLA قوی برای تحمل خطا |
| تأثیر روی شبکه موجود (LAN / Traffic) | ترافیک فایل و اشتراک زیاد میتواند LAN را تحت فشار قرار دهد؛ پهنایباند و تأخیر شبکه LAN مهم است | معمولاً از شبکه ذخیرهسازی اختصاصی یا جداگانه استفاده میکند؛ این کاهش تداخل با شبکه اصلی و کاهش تأثیر منفی روی شبکه LAN است |

بیشتر بخوانید: استوریج DAS چیست؟ مقایسه فنی DAS و NAS
عملکرد و تأخیر (Latency & Throughput)
SAN معمولاً تأخیر بسیار پایینتر و توان (Throughput) بالاتر نسبت به NAS ارائه میدهد، چون در SAN ارتباط Block-Level و شبکهی اختصاصی یا نیمهاختصاصی (مانند Fibre Channel، iSCSI یا FCoE) برقرار است که بستهبندی و سربار پروتکلهای فایل-سیستم را کاهش میدهد. در مقابل، NAS به دلیل استفاده از پروتکلهای سطح فایل مثل NFS یا SMB/CIFS، و انتقال دادهها از طریق LAN معمولی، اغلب تحت تأثیر تأخیرهای شبکه، تراکم شبکه و سربار پروتکلها قرار میگیرد که باعث کاهش Throughput و افزایش Latency میشود.
مقیاسپذیری (Scalability)
SAN برای محیطهایی با رشد داده سریع و نیاز به عملکرد بالا طراحی شده است؛ امکان افزودن آرایههای ذخیرهسازی، سوئیچها، کنترلرهای اضافی و مقیاسپذیری عمودی (scale-up) و افقی (scale-out) را دارد بدون آن که عملکرد افت محسوسی بکند. NAS نیز در ابتدا مقیاسپذیری خوبی دارد، مخصوصاً دستگاههای NAS سطح متوسط و مدلهای scale-out؛ اما وقتی به حجمهای بسیار بزرگ، تعداد کاربران و پروژههایی با I/O شدید میرسیم، ممکن است NAS به محدودیتِ عملکرد یا پیچیدگی بیشتر در مدیریت برسد.
هزینه (Initial Cost / Total Cost of Ownership)
در هزینهی اولیه، NAS غالباً گزینه کمهزینهتری است چون تجهیزات سختافزاری سادهتر دارد، نیاز به شبکهی اختصاصی ندارد، و تنظیم و راهاندازی آن آسانتر است. ولی هزینه کل مالکیت (TCO) برای SAN ممکن است در بلندمدت مقرون به صرفهتر باشد اگر بار کاری سنگین، تعداد زیاد عملیات خواندن/نوشتن، و نیاز به دسترسپذیری بالا وجود داشته باشد؛ چون SANی حرفهایتر دارای امکانات افزونگی، failover، کنترل پیشرفته و کارایی بالاتر است که هزینه نگهداری، مصرف برق و زیرساخت را تحت تأثیر میگذارد.
سهولت مدیریت و پیچیدگی فنی
NAS به دلیل طراحی سادهتر، رابط کاربری ساده و استفاده از پروتکلهای آشنا مانند SMB/NFS، برای تیمهای IT با مهارت متوسط تا خوب قابل مدیریتتر است؛ نیاز به آموزش تخصصی کمتری دارد. اما SAN به دلیل وجود نیاز به شبکهی جداگانه یا fabric، کنترلرهای مخصوص، تنظیم multipath، مدیریت حجمهای LUN، و نظارت دقیقتر روی تأخیر، خطا و در دسترس بودن، پیچیدگی فنی بیشتری دارد و معمولاً تیم نیاز به تخصص بالاتر دارد.
قابلیت اطمینان، افزونگی و تحمل خطا (Reliability / Redundancy)
SAN در معماری خود معمولاً امکانات پیشرفتهای برای افزونگی دارد: کنترلکنندههای دوگانه (dual controllers)، مسیرهای ارتباطی افزوده (multipathing)، RAID پیشرفته، ذخیرهسازی تکثیری (replication) و قابلیت failover سریع. این موارد باعث میشود در صورت خرابی یکی از اجزا، سیستم بدون وقفه یا با حداقل اختلال به کار ادامه دهد. NAS نیز افزونگی ارائه میکند؛ مثلاً با RAID، پشتیبانی از Hot Spare، clustering یا NASهای توزیع شده، اما در بسیاری از موارد سطح تحمل خطا یا زمان بازیابی نمیتواند به سطح SAN در محیطهای mission-critical برسد.
تأثیر روی شبکه موجود (Impact on LAN / Network Traffic)
NAS عموماً ترافیک فایل را مستقیماً روی شبکه LAN سازمان قرار میدهد، که اگر LAN پهنای باند کافی نداشته باشد یا شبکه شلوغ باشد، عملکرد کلی سامانۀ ذخیرهسازی و سایر سرویسها دچار افت خواهد شد. SAN به دلیل استفاده از fabric یا شبکه ذخیرهسازی جداگانه (مثلاً Fibre Channel یا شبکه Ethernet جداگانه برای iSCSI / FCoE)، بار ترافیکی ذخیرهسازی را از LAN اصلی جدا میکند؛ این جداسازی کمک میکند تا تأخیر ناشی از رقابت برای پهنای باند شبکه کاهش یابد و عملکرد ذخیرهسازی در شرایط بار کاری سنگین حفظ شود.

اصول معماری و فناوری SAN و NAS
درک اصول معماری و فناوری دو راهکار اصلی ذخیرهسازی یعنی NAS (Network Attached Storage) و SAN (Storage Area Network) به مدیران فناوری اطلاعات کمک میکند تا انتخابی آگاهانه و متناسب با نیاز سازمان خود داشته باشند. NAS بهعنوان یک دستگاه ذخیرهسازی متصل به شبکه، از معماری File-Level استفاده میکند و دادهها را از طریق پروتکلهای استانداردی مانند NFS، SMB/CIFS یا FTP به کاربران ارائه میدهد؛ این ساختار معمولاً روی همان شبکه LAN سازمان قرار دارد و به دلیل سادگی پیادهسازی، مدیریت متمرکز و هزینه کمتر، گزینهای مناسب برای اشتراکگذاری فایل، بکآپ و آرشیو محسوب میشود. در مقابل، SAN بر پایه معماری Block-Level طراحی شده و یک شبکه اختصاصی و پرسرعت برای تبادل داده بین سرورها و فضای ذخیرهسازی فراهم میکند؛ این شبکه معمولاً از فناوریهای Fibre Channel، iSCSI یا FCoE بهره میبرد تا تأخیر بسیار پایین، IOPS بالا و قابلیت مقیاسپذیری بیشتری ارائه دهد. در نتیجه، SAN مانند یک هارد داخلی اما در سطح شبکه برای سرورها عمل میکند و در محیطهای حساس مثل دیتابیسهای بزرگ، سیستمهای تراکنشی یا Virtualization عملکرد بهتری دارد. همچنین، در معماری SAN معمولاً از سوئیچها و کنترلرهای اختصاصی استفاده میشود تا افزونگی (Redundancy)، دسترسپذیری بالا (High Availability) و امنیت بیشتر تضمین شود، در حالی که NAS بیشتر به قابلیتهای نرمافزاری و پشتیبانی سیستمعامل تکیه دارد. در نهایت، انتخاب بین این دو فناوری وابسته به معیارهایی چون بودجه، نیاز به عملکرد بالا، سادگی مدیریت، تخصص تیم IT و پشتیبانی سختافزاری (مثلاً سرورهای HP) است که در صورت درک صحیح معماری هرکدام، میتواند بهرهوری زیرساخت ذخیرهسازی را در سازمان به حداکثر برساند.
بیشتر بخوانید: پروتکل SMB چیست؟ انتخاب نسخه مناسب، بهینهسازی و نحوه پیادهسازی امن
موارد کاربرد واقعی SAN با NAS و تفاوت ها
در سازمانهای متوسط تا بزرگ، کاربردهای SAN و NAS به گونهای است که بسته به نوع بار کاری، نیاز به تأخیر پایین، مقیاسپذیری و قابلیت اطمینان، انتخاب بین آنها میتواند تأثیر زیادی داشته باشد. برای مثال، زمانی که سازمان دارای دیتابیسهای تراکنشی بزرگ (مثل Oracle یا SQL Server) است یا محیط مجازیسازی گسترده (VMware, Hyper-V) دارد و نیاز به انتقال سریع VMها، live migration و performance بالا دارد، SAN معمولاً گزینه بهتری است چرا که ارائهدهنده Block-Level storage با throughput زیاد و latency پایین است.
| کاربرد / سناریو | مناسب با NAS | مناسب با SAN | دلایل انتخاب |
|---|---|---|---|
| دیتابیسهای تراکنشی بزرگ | ❌ | ✅ | نیاز به Block-Level storage، تأخیر کم، IOPS بالا |
| محیط مجازیسازی گسترده / VMها | ✳️ (برای مقیاس پایین) | ✅ | انتقال سریع ماشینها، خطای کمتر، مدیریت حجم زیاد |
| اشتراک فایل، همکاری تیمی | ✅ | ❌ / هزینه بالا | NAS سادهتر است، پیادهسازی سریعتر، هزینه کمتر |
| آرشیو و بکآپ دادهها | ✅ | ✅ (در صورت نیاز به ریکاوری سریع و مقاومت بالا) | NAS مناسب برای ذخیرهسازی سرد و متوسط؛ SAN در محیطهایی که بکآپ و DR حیاتی است |
| رندر و ویرایش ویدیویی / دادههای رسانهای سنگین | ❌ / ممکن است مشکلات عملکرد داشته باشد | ✅ | فایلهای بزرگ، نیاز به throughput بالا و latency پایین |
| شعبهها / دفاتر راه دور | ✅ | ✳️ (اگر ارتباط شبکه مناسب باشد) | NAS قابل نصب و مدیریت آسانتر در دفاتر دوردست؛ SAN نیاز به زیرساخت شبکهی قویتر دارد |
در مقابل، NAS وقتی مفید است که بخواهیم اشتراکگذاری فایل در دفتر مرکزی یا دفاتر شعبه، آرشیو دادهها، بکآپ، یا ذخیرهسازی دادههای غیرساختیافته (فایلهای رسانه، گزارشها، تصاویر بزرگ) را انجام دهیم؛ علاوه بر این NAS گزینهای مقرونبهصرفهتر است برای پروژههایی که نیاز به مدیریت پیچیده SAN ندارند یا تیم IT هنوز تجربه SAN کامل ندارد. برای سازمانی که سرورهای HP استفاده میکند، مثلاً استفاده از محصولات HP StoreServ یا MSA SAN برای دیتابیس و مجازیسازی، و استفاده از HP ProLiant همراه با NAS grid یا scale-out NAS برای همکاری فایل و آرشیو، ترکیب مناسبی است.
راهکارهای ترکیبی (Hybrid)
| مؤلفه راهکار ترکیبی / گرایش نوین | مزایا اصلی | چالشها / ملاحظات | مثالها / سناریو متداول |
|---|---|---|---|
| Tiered Storage (SSD + HDD) | عملکرد بالا برای دادههای پرکاربرد، هزینه کمتر برای دادههای سرد | پیچیدگی در مدیریت سیاستها، نیاز به مانیتورینگ مداوم | استفاده از آرایههای SAN هیبریدی با SSD Cache یا Tiering اتوماتیک |
| Software-Defined Storage (SDS) | انعطاف بالا، استفاده از سختافزار عمومی، امکان مقیاسافزایی و خودکارسازی | نیاز به تخصص، خطر ضعف در عملکرد اگر طراحی ضعیف باشد | StarWind VSAN، DataCore SANsymphony، NetApp ONTAP Select |
| Scale-Out NAS + Hybrid Cloud | افزایش ظرفیت خطی، انعطافپذیری بالا بین شعب و مراکز داده محلی و ابری | همگامسازی بین سایتها، تأخیر ارتباط بین سایتها، امنیت داده در انتقال | سیستمهایی که فایلها را محلی ذخیره میکنند و بخشی در ابر برای اشتراک یا بکآپ |
| Hyper-Converged / Converged Infrastructure | ادغام محاسبه و ذخیرهسازی، ساده شدن عملیات، کاهش تنوع اجزا | وابستگی به پلتفرم خاص، هزینه Up-front ممکن است بالا باشد | زیرساختهایی مثل HCI با VSAN یا Storage Spaces Direct |
| هوش مصنوعی در مدیریت ذخیرهسازی | خودکارسازی قرارگیری داده، پیشبینی ظرفیت و نیازها، بهبود راندمان | نیاز به دادههای عملکردی دقیق، پیچیدگی بیشتر، هزینه پیادهسازی | پروژهها و تحقیقات جدیدی مثل “Harmonia” برای بهینهسازی data placement و migration در hybrid storage |






